๑۩۞۩๑سرزمین عشق ๑۩۞۩๑
یک شنبه 1 خرداد 1390برچسب:, :: 12:14 :: نويسنده : vahid
همیشه صدایی بود که مرا آرام میکرد، همیشه دستهایی بود که دستهای سردم را گرم میکرد چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه میکرد همیشه احساسی بود که مرا درک میکرد که مرا آرام کند و نه طبیبیست که مرا درمان کند بود و به ظاهر یک عاشق ماندگار و حال من مثل گذشته نیست طاقتی دارم ، صبرم تمام شدنیست هیچگاه نخواهم توانست فراموشت کنم میشد ، همیشه آهنگی بود که با شنیدنش حرفهایت در ذهنم تکرار میشد نبود ، بودنت در کنارم تکرار نشدنی بود! زود می آید و زود میگذرد… ،رفته بودی ، تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم کسی بود که اشکهایم را از گونه هایم پاک میکرد ، اینک من مانده ام و تنهایی ، ای یار بی وفای من کجایی ؟ باشم ، میخواهم دائما پیش خودم بگویم که تا به حال کسی مثل تو را در قلبم نداشتم! |
درباره وبلاگ ![]() نام : غم نام خانواگي:بيسیک نام پدر:درد نام مادر: پريشاني نام پدربزرگ : درويش تنها نام مادربزرگ : سلطان غم محل تولد:ويرون شهر تاريخ تولد:يكي از روز هاي باروني شماره شناسنامه : عدد تنهايي شغل:منتظر وضعيت فكري:فقط سوال جرم:افراط درعاشقي تاريخ جرم:روز اول خوشي ساعت جرم:شروع تپش قلب محل جرم :آشيان دوست علت جرم:فقط زندگي وزن:به سنگيني بغض چند ساله قد:كمتر از خاك رنگ چشم:صورتي رنگ مو:همرنگ درد تحصيلات:پايه آخر بد بختي مدت محکوميت : حبس ابد چراغم : شمع سقفم : اسمان مونسم : شب کارم : حسرت يادم : انتظار تو دردم : فراغ فريادم : سکوت ارزويم :ديدار تو زندگيم : فقط تو ادرس : خيابان غمستان – ميدان تنهايي – چهارراه بدبختي – خيابان رنج – کوچه غربت آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان ![]()
![]() |
|||||||||||||||